محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

146

أسماء الأدوية ( فارسى )

سورنجان هندى : حلبيب 549 است سويق : بيونانى كيموكج و به فارسى پست و ملخان 550 و بتركى قادوت نامند و بهندى ستو سواد السند و الهند : كشت بر كشت است و گويند سواد الهند نوعى از سليخه است كه سليخه اسود نامند سواد الحكام : ساداوران است سوسن : معرب از سوسانى سريانى است و بسريانى ؟ ؟ ؟ شومينا نيز گويند و بتركى شيربان و پيان نامند و در هندى نيز باسم سوسن مشهور بستانى را بلاطينى آئرس 551 فلورينتائن و بيونانى قورسن 552 و قسقيون و اسمالاون 553 گويند و گويند سفيد را سوسن آزاد و بسريانى كسر و بيونانى كسفير نامند و ارزق را سوسن كبود و ارزق صحرائى را آسمانگونى كه معرب آن آسمانجونى است و زرد را خطائى گويند سوسن آزاد : سوسن ابيض است كه درين زمان آن را زنبق نامند و قسمى از سوسن ابيض است كه به فارسى گل شبو مىنامند و شب‌انبوى نيز و به عربى گويند خزامى 554 است هرچند در اصل اين اسم اسم خيرى برى است ليكن درين زمان بر هر دو اطلاق مىنمايند سوسنگى : جراپرسا سوسك : بنات وردان است سورج : معرب شوره فارسى است كه به عربى ابقر نامند و صاحب تحفه بارود دانسته سور : خنزير است سونس و سور مچهلى : دلفين است سوسمار : ضب است سوس : درخت اصل السوس و ايضا سوس كرمى را گويند كه در لباس پشمى پيدا مىشود سوس الخشب 555 : عبارت از غبار چوب كرم‌خورده است كه بهندى گهنى لكرى كى